
اضطراب در کودکان
انسان ها در گذشته، در جهانی بسیار پیش بینی ناپذیر زندگی می کردند. ان ها مجبور بودند برای شکار و تهیه غذا، به سفرهای خطرناک بروند. بنابراین، انسان ها برای واکنش خودکار در برابر شرایط خطرناک، سازوکاری در خود ایجاد کردند. این واکنش، بنابر ویژگی های جسمانی، روانی و عاطفی، اغلب واکنش جنگ یا گریز خوانده می شود، زیرا ابتدا برای همین هدف ها ایجاد شد.
حساس بودن یکی از خصوصیت هایی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل گشت. اما متاسفانه، حساسیت ضررهایی هم دارد. افراد حساس زندگی بسیار پرتنشی را می گذرانند. بیش از 10 در صد مردم، با این حساسیت بیش از حد، دست به گریبان هستند.
ترسی که در نبود خطر حقیقی وجود دارد، اضطراب خوانده می شود.

مریم عبداللهی
روانشناس و نوروتراپیست با بیش از 12 سال سابقه
شاید از خود بپرسید، این مطالب چه ربطی به فرزند شما دارد؟ شکل بروز اضطراب می تواند بسیار گوناگون باشد و از حساسیت های متنوعی سرچشمه بگیرد. برخی افراد مضطرب ، بیشتر از دیگران رنج می برند. ان 10 در صد جمعیت که فوق العاده حساس محسوب می شوند، احتمالا بیماری مشخصی ندارند، بلکه فقط امادگی شان برای مضطرب شدن، بیشتر از حد معمول است.
افراد فوق العاده حساس ممکن است در شرایط پر تنش، جنبه های گوناگون از مشکل اضطراب را بروز بدهند. حتی اگر فرزند شما به چند مشکل از مشکلات شرح داده شده دچار باشد، نگران نشوید اینن الزاما به معنای اضطراب شدید نیست.
پرسش اصلی برای تشخیص شدت اضطراب، این است: (اضطراب تا چه اندازه بر توانایی کودک در انجام فعالیت های متناسب با سن او تاثیر دارد؟ ) وقتی مسئله ای ماندگار، مانع ان شود که کودک در فعالیت هایی شرکت کند که برای کودکان همسن او لذت بخش است، در خواست کمک ضروری است.

گفته شد حدود 10 درصد اشخاص، به طور غیر عادی به هر نشانه خطری، حساس هستند. این ویژگی در کودکان، از 21 ماهگی قابل تششخیص است و در نتیجه به نظر می رسد که بخشی از خلق و خوی مادرزادی کودک باشد. این کودکان در 21 ماهگی در برابر هر وضعیت تازه ای چنان واکنش نشان می دهند که گویی در خطرند. انها احتیاط شدید نشان می دهند و تقریبا از هر فرد یا وضعیت جدیدی اجتناب می کنند. فقط 2 تا 3 در صد کودکانی که در ظاهر کمرو هستند دچار اختلالهای جدی ناشی از اضطراب می شوند. اگر کودک کمرو، احساس حمایت کند و توانایی سازگاری را به خوبی در خود پرورش دهد، ممکن است دچار اختلال اضطرابی نشود. رابطه حامیانه و پایدار، بر این مبنا شکل می گیرد که پدر و مادر به نشانه های اضطراب فرزندشان حساس می شوند و می توانند ان را خوب درک کنند و پیوسته به این نشانه ها واکنش نشان دهند. کودکانی که با چنین پدر ومادری بزرگ می شوند، مطمئن می شوند که پدر و مادر می توانند اضطراب ان ها را تسکین دهندو همواره تکیه گاهشان باشند.
کودکان با سرمشق قرار دادن پدر ومادر، می توانند سرانجام توانایی سازگاری را در خود پرورش دهند. هر چه کودکان در زمینه سازگاری موفق تر بشوند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند. خلاصه، مغز کودکان به مراتب انعطاف پذیرتر از مغز ماست. بنابراین ، همیشه می توانید به فرزندتان کمک کنید تا توانایی سازگاری را بیاموزید و هرچه زودتر این کار را شروع کنید، بهتر است.
کودکان حساسی که در خانواده احساس امنیت میکنند نیز ممکن است دچار اضطراب بشوند. رشد اضطراب در کودکان حساس بستگی دارد به تعادل بین الف) اسیب پذیری ذاتی نسبت به اضطراب . ب) حمایت والدین و کسب توانایی سازگاری
امکان دارد کودکان بسیار اسیب پذیر، حتی با وجود حمایت عالی خانواده، دچار اختلال های ناشی از اضطراب بشوند. کودکانی که اسیب پذیری کمتری دارند، ممکن است فقط در صورت وجود خشونت یا سایر ضربه های عاطفی جدی، دچار اختلالهای ناشی از اضطراب بشوند. معمولا این کودکان به روان درمانی نیاز دارند تا علاوه بر یادگیری توانایی با مشکلات عاطفیشان روبرو شوند.معمولا کودکان، می توانند تعادل بین اسیب پذیری و سازگاری و حمایت را حفظ کنند تا ان که رویدادی تنش زا، اختلال اضطرابی اخاصی ایجاد کنند. برای حفظ تعادل، می توان فشار را کم کرد وحمایت یا توانایی سازگاری را افزایش داد، اما بعید است که اسیب پذیری ذاتی تغییر کند.

برای پدر و مادرها اغلب این پرسش مطرح است که ایا کودکان مضطرب، در طی رشد اضطراب را کنار می گذارند یا مضطرب تر می شوند؟ اگر برخی کودکان را تشویق کنیم تا با ترس هایشان روبرو شوند، در ضمن رشد می توانند توانایی و مهارت های مربوط به سازگاری را کسب کنند. به عبارتی، می توان گفت که ان ها ترس هایشان را پشت سر می گذارند. اما کودکانی که از ترس هایشان فرار می کنند، ممکن است به کلی زیر بار این ترس ها فلج شوند.
خوشبختانه، بیشتر کودکان مضطرب می توانند با رویارویی تدریجی با ترس هایشان، بر ان ها غلبه کنند. هر بار که کودک با یک وضعیت ترسناک روبرو می شود حساسیت کمتری به ان پیدا می کند.
اضطراب در افراد مستعد ( اسیب پذیر ذاتی ) گاه شدید می شود و گاه ضعیف. معمولا وقتی حمایت از بین می رود یا یک عامل فشار جدید پدید می اید، اضطراب تشدید می شود. هر بار که کودک بر وضعیت جدیدی مسلط می شود، اعتماد به نفس او افزایش می یابدو امکان پیدا می کند تا با چالش های تازه روبرو شود و زندگی رضایت بخش و مفیدی را بگذراند.

ترس، متداول ترین مسئله ناشی از حساسیت در کودکان است.بسیاری از کودکان در طی رشد، از چیز یا وضعیت خاصی می ترسند. حتی بعضی از ترس ها برای رشد سالم یک کودک ضروری اند. به همین ترتیب، بعضی ترس ها در سنین معینی در بسیاری از کودکان شکل می گیرد. برای نمونه، بچه های دو یا سه ساله اغلب از تنها ماندن در تاریکی می ترسند. ممکن است بچه های هشت یا نه ساله، درباره مرگ نگران باشند. در همین حدود سن است که کودکان به مفاهیم مربوط به زمان اگاه تر می شوندو بنابراین، خلاف کودکان خردسال تر، ان ها قادرند مرگ را به عنوان یک تهدید دائمی درک کنند و از ان بترسند.
وقتی ترس به ترس بیمارگونه تبدیل می شود
طول زمانی که یک کودک می ترسد، می تواند نشانه ای برای نگرانی باشد. بیشتر کودکان چند روز تا چند هفته پس از یک رویداد ترسناک، ان را پشت سر می گذارند. ترسی که ماه ها و حتی سال ها کودک را اسیر خود نگه می دارد، غیر عادی است. چنین ترس هایی بر توانایی کودک در رویارویی با چالش های متعارف مربوط به رشد تاثیر می گذارند.
سرانجام این که ترس، فعالیت های روزانه کودک را محدود می کند. ترس، واکنش قوی جسمانی، ذهنی و حسی به رویدادهای واقعا خطرناک است.
اضطراب، واکنش ناشی از ترس به رویدادهایی است که خطرناک نیستند یا به واقع کم خطرتر از ان هستند که شخص هراسان تصور می کند.
ممکن است کودکان، بی انکه رویداد بسیار ترسناکی را تجربه کرده باشند، هراسان باشند. بسیاری از پدر و مادرها به خاطر نمی اورند که رویداد خاص ترسناکی، علت احتیاط بیش از حد یا ترس فرزندشان باشد. اما در بیشتر موارد، کودک سابقه احتیاط یا حساسیتی دارد که به نخستین سال های زندگی اش باز می گردد و حاکی از حساسیت یا ترس ذاتی اوست.
کودکانی که طبیعت حساسی دارند یا کمرو هستند و به وقفه رفتاری دچارند ممکن است در واکنش به انچه برای یک کودک معمولی فقط تغیییر جزیی شرایط است، هراسان بشوند. تقریبا هر منظره، صدا، بو، مزه یا هر احساس غیر عادی دیگری می تواند موجب نوعی فشار اضافی حسی در این کودکان بشود وان ها را هراسان یا ناراحت کند.
مجموعه کاملی از تجربه های حسی جدید، می تواند تنش زا یا حتی تکان دهنده محسوب شود. این کودکان اغلب پس از چنین وقایعی، هراس شدیدتر و مداومی نشان می دهند که بر کارهای روزمره ان ها تاثیر می گذارد. در این مرحله، پدر و مادرها به این فکر می افتند که اقدامی بکنند.

یکی از راه های تقویت اعتماد به نفس کودک، تشویق او به داشتن رفتارهای مطمئن تر است. پژوهش هایی که در ارتباط با افراد مضطرب انجام گرفته، این نکته را تایید می کند که تنها راه کاهش ترس، روبرو شدن با مورد ترس است.
رویارویی با مورد ترس، به روندی منجر می شود که حساسیت زدایی نام دارد. اولین بار که فرزندتان با وضعیت ترسناکی روبرو می شود، نتیجه ان واکنش شدید جنگ یا گریز همراه با احساس اضطراب شدید خواهد بود.دفعات بعد از شدت ترس و واکنش نسبت به ان و حتی از اضطراب کودک کاسته می شود تا انکه ان وضعیت ترسناک را پیش پا افتاده به شمار می اورد و حتی منکر ان می شود که زمانی از ان می ترسیده است.
پدر و مادرها اغلب می پرسند که ایا باید از کودک هراسان خود حمایت کنند یا او را به جلو هل بدهند؟ روشن است که باید هر دو کار را انجام دهند. وقتی پدر و مادر با فرزند ابراز همدلی می کنند و در ضمن، نشان می دهند که اطمینان دارند فرزندشان می تواند کاری را انجام دهد که از ان می ترسد، کودک بهترین کارایی را از خود نشان می دهد.

پاسخ ساده این است: وقتی کودکتان اعتماد به نفس بیشتری می یابد. اصولا رفتار انسان ها زودتر از احساساتشان تغییر می کند. در ضمن، اندازه گیری رفتار هم ساده تر است. تحسین و تمجید، موجب تقویت اعتماد به نفس کودک می شود که به نوبه خودپیشرفت بیشتری را در پی دارد. وانگهی اگر تغییری هم صورت نگیرد خیلی زود متوجهش می شوید.
معمولا پدر و مادرها در پی این همه نشانه های تغییر نیستند، بلکه هدف خاصی تعیین می کنند و پیشرفت کودک را بر اساس نزدیکی به ان هدف می سنجند. بهترین کار این است که یک رفتار مثبت را هدف قرار دهیم، زیرا تمرکز بیش از حد بر رفتار منفی، ان را تشدید می کند. رفتاری را انتخاب نکنید که احتمال می دهید تغییر ان برای فرزندتان، از همه دشوارتر است. ابتدا با رفتارهای ساده تر تمرین کنید تا به کارگیری روش ها برایتان اسان تر شود.
تغییر رفتار معمولا طبق الگوی (دو گام به پیش، یک گام به پس) پیش می رود. فرزندتان را در جریان پیشرفت هایی که می کند، قرار دهید. سعی کنید شکست ها را ندیده بگیرید. کودکان هراسان، معمولا در برابر هر شکستی به خودشان خیلی سخت می گیرند و بنابراین، لزومی ندارد که پدر و مادر هم شکست را به رخشان بکشند.
برطرف کردن حساسیت به وضعیت های هراس اور، به دو روش ممکن است:
روش غرقه سازی، در مورد کودکان خردسال با ترس های نسبتا خفیف، بسیار موثر است. متاسفانه کودکان بزرگ تر، سرعت عمل و قدرت بیشتری دارند و می توانند تقریبا از هر وضعیت غرقه سازی که پدر و مادر طراحی کرده اند فرار کنند. در نتیجه برای کودکان بزرگتری که ترس های مزمن دارند، معمولا روش حساسیت زدایی تدریجی مفیدتر است.
برخی از نکاتی که باید در نظر داشت عبارتند از:
خلاصه اینکه برنامه حساسیت زدایی مطلوب، برای بیشتر کودکان مضطرب، شامل تماس های روزانه قدم به قدم و قابل کنترل، برنامه ریزی سریع پس از به وجود امدن ترس و هر بار 20 تا 30 دقیقه ماندن در وضعیت هراس اور است.
یک برنامه حساسیت زدایی نتیجه بخش، نیاز به ان دارد که کودک حداقل یک بار در هفته، با وضعیت هراس اور روبرو شود.
صبور بودن و تعریف کردن حتی از موفقیت های ناچیز کودک، او را بیشتر به حرکت وا می دارد تا جر و بحث.
ممکن است واداشتن کودک به در میان گذاشتن اضطراب هایش، به دو دلیل موثر نباشد: اول، معمولا کودکان مضطرب نمی توانند یا یا نمی خواهند درباره ترس هایشان صحبت کنند ودر نتیجه وادار کردن کودک به صحبت درباره عواطفش موجب خشم و سر خوردگی او می شود. دوم، بعضی وقت ها گفت و گو درباره اضطراب، این حالت را تشدید می کند. در نتیجه روبرو شدن با ترس ها در دراز مدت، احساس موفقیتی به شخص دست می دهد که عزت نفس او را افزایش و احتمال افسردگی را کاهش می دهد.
اگر فرزندتان در نتیجه کوشش های ناموفق پیاپی برای روبرو شدن با وضعیت خاصی، مایوس شده است، فشار را کم کنید. مهم است که به کلی دست از تلاش نکشید، زیرا این امر ممکن است موجب احساس ناتوانی در کودک بشود و در نتیجه، احتمال موفقیت اتی وی را کاهش می دهد.
توجه داشته باشید که نوجوانانی که دچار حملات وحشت زدگی می شوند، بعضی وقت ها می گویند که احساس می کردند در استانه مرگ قرار دارند. در این صورت، پدر و مادر می توانند به فرزندشان اطمینان خاطر بدهند که حملات وحشت زدگی، کشنده نیست و گذراست.

ایجاد انگیزه برای رفتار بی باکانه و مهم جلوه ندادن رفتار ناشی از اضطرابف کودک را مشتاق می کند تا با وضعیت های اضطراب اور روبرو شود. بعضی از ترس ها از طریق انگیزه های طبیعی بر طرف می شوند. تحسین پدر و مادر هم انگیزه بسیار خوبی است.
برای افزایش رفتار مطلوب:
برای کاهش رفتار نامطلوب:
روش های برانگیزنده، اغلب پاداش های مادی را هم شامل می شوند. در واقع روش های حساسیت زدایی، با رعایت نکات زیر موثر خواهند بود:
1. رفتاری که به ان پاداش تعلق می گیرد، باید دقیق و روشن باشد.
2. پاداش باید برای کودک ارزش داشته باشد.
3. روش باید ساده و ثابت باشد.
روش های برانگیزنده ای که برپیامدهای مثبت تاکید دارند، عزت نفس کودک را بالا می برند. تاکید بر پاداش دادن به رفتار مثبت، به جای تنبیه رفتار منفی، خطر صدمه بیشتر به عزت نفس را کاهش می دهد. روش های برانگیزنده، فایده دیگری هم دارند: این روش ها جروبحث های خانوادگی را کم می کنند. وگفت وگوهای خانوادگی در این باره، بیشتر قاعده مند و کمتر هیجانی خواهد بود.
سایت جایروس اولین سایت و مرکز تخصصی اطلاع رسانی مغزو اعصاب روان با فعالیت های علمی – تحقیقاتی در ایران
گروه پزشکان مشترک ما در تهران و کرج با برترین کادر درمانی آماده ارائه خدمات درمانی در رفع مشکلات جسمی و روحی در حیطه های مغزو اعصاب و وروان می باشد.
با مراجعه به سایت و از طریق صفحه تماس با ما می توانید اطلاعات کافی را در این زمینه دریافت نمائید.
تفاوت انتخاب شما در این مرکز با مراکز دیگر :
برچسب:
نویسنده: استخدام کار