
اختلال تجزیه
اختلالات تجزیه ای شامل بروز مشکل در حافظه، شخصیت، عواطف، درک، رفتار و حس فرد نسبت به خودش است. علائم اختلال تجزیه ای می تواند عملکرد هر بخش از ذهن را مختل کند.
به عنوان مثال فرد مبتلا به اختلال تجزیه ای ممکن است حس جدایی از خود را داشته باشد، انگار شخصی بیرون از بدن فرد است و یا ممکن است حافظه خود را از دست بدهد یا دچار فراموش شود. بروز اختلالات تچزیه ای معمولا براثر تجربه یک تروما یا اتفاق ناگوار در گذشته بروز می کنند.
سه نوع اختلال تجزیه ای وجود دارد:
بهترین مراکز لیزر موهای زائد در سراسر کشور
کمتر هزینه کنید!خدمات بهتری بگیرید!بیشتر سود کنید!
متخصصیانی که در مورد این اختلالات تحقیقاتی انجام داده اند، آنها را به صورت زیر توصیف می کنند:
منظور از تجزیه نوعی گسست بین افکار، خاطرات، احساسات، عملکردها یا احساسات شخص با خود اوست. این یک فرایند طبیعی است که همه این بیماران تجربه کرده اند. مثال هایی از حالت خفیف و شایع مربوط به بیماری عبارتند از خیالبافی، گم شدن در کتاب یا فیلم و یا هیپنوتیزم شدن که در تمام موارد فرد ارتباط و آگاهی خود را با محیط پیرامون خود از دست می دهد.
در زمان تجربه یک رویداد ناگوار، مانند تصادف، بلا یا هر رویداد دیگری، این حالت تجزیه ای به فرد کمک می کند به فرد کمک می کند دردناک بودن اتفاق رخ داده را تحمل کند. در چنین موقعیت هایی فرد ممکن است حافظه خود را از مکان، محیط یا احساسات رویداد جدا کند و در ذهن خود از ترس، درد و وحشت مربوط به آن فرار کند. این امر باعث می شود پس از مدتی فرد به سختی جزئیات مربوط به رویداد را به خاطر آورد، همانطور که در بسیاری از بازماندگان تصادف ها و بلایا مشاهده می شود.
در ادامه به معرفی هر کدام از این اختلالات به طور مجزا می پردازیم:

این اختلال با تجربه های ناگوار و سوء استفاده های دوران کودکی در ارتباط است. اختلال تجزیه هویت قبل از این اختلال شخصیت چند گانه نامیده می شد. نشانه های مربوط به اختلال تجزیه هویت عبارتند از:
دیدگاه ها و ترجیحات شخصی فرد مبتلا به اختلال تجزیه هویت (به عنوان مثال در مورد غذا، فعالیت ها و لباس ها) ممکن است به طور ناگهانی تغییر کرده و مجدد به حالت اول برگردد.
هویت های جدید غیر ارادی و ناخواسته بروز می کنند و باعث ناراحتی می شوند. فرد مبتلا به این اختلال ممکن است به طور ناگهانی حس کند در حال تماشای صحبت ها و عملکردهای خودش است و یا احساس متفاوتی نسبت به بدن خود داشته باشد (به عنوان مثال حس کند بچه شده یا جنسیت وی تغییر کرده و یا خیلی بزرگ و عضلانی شده است.).
متخصصان اشاره می کنند که فرد مبتلا به اختلال تجزیه هویت احساس می کند در درون خود چند نهاد و هویت وجود دارد که هر یک از آنها افکار مجزایی دارند و زندگی خود را به خاطر می آورند. به یاد داشته باشید که گرچه هر یک از این حالت های جایگزین احساسات متفاوتی دارند و متفاوت به نظر می رسند، اما همه آنها نماد و نشانگر یک شخص هستند.
برای افراد مبتلا به اختلال تجزیه هویت، میزان مشکلات عملکردی ممکن است به طور گسترده ای متفاوت باشد. افراد معمولا سعی می کنند علائم خود را به حداقل برسانند.

اختلال مسخ شخصیت یا مسخ وقعیت شامل تجربه مداوم از یک یا هر دو حالت می شود:
در طول بروز این تجربه ها شخص از واقعیت آگاه است و می داند آنچه برایش رخ می دهد غیرطبیعی است. این تجربه بسیار ناراحت کننده است، حتی اگر به نظر برسد فرد واکنشی به شرایط نشان نمی دهد و یا فاقد احساسات است.
علائم این اختلال در اوایل دوران کودکی شروع می شوند، متوسط سنی که فرد دچار این شرایط می شود 16 سال است. کمتر از 20 درصد مبتلایان به مسخ شخصیت بعد از 20 سالگی علائم را مشاهده می کنند.
هر دو اختلال اضطراب حاد و یا اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) ممکن است دارای علائم اختلال تجزیه ای، مانند فراموشی و مسخ شخصیت و یا مسخ واقعیت باشند.

در این حالت فرد قادر نیست اطلاعات مربوط به خود را به خاطر آورد (یک فراموشی معمول نیست). این فراموشی معمولا با یک رویداد ناگوار و استرس زا در ارتباط است و ممکن است به حالت های زیر باشد:
فراموشی تجزیه ای نیز با تجربه های دردناک دوران کودکی در ارتباط است، به ویژه سوء استفاده های عاطفی و نادیده گرفته شدن عاطفی. در این حالت فرد بیمار ممکن است نسبت به فراموشی خود آگاه نباشد یا آگاهی خیلی کمی در مورد آن داشته باشد.
افرادی که در دوران کودکی مورد سوء استفاده های جنسی و جسمی قرار گرفته اند، در معرض خطر ابتلا به اختلال تجزیه هویت هستند. اکثر افرادی که مبتلا به اختلالات تجزیه ای می شوند، در دوران کودکی رویدادهای ناگواری را به طور مکرر تجربه کرده اند.
تلاش برای خودکشی و دیگر رفتارهای آسیب رسان به خود در بین افراد مبتلا به اختلالات تجزیه ای، به ویژه اختلال تجزیه هویت، بسیار رایج است. بیش از 70 درصد مبتلایان به این اختلال اقدام به خودکشی کرده اند.
با درمان مناسب و به موقع بسیاری از این افراد موفق شده اند علائم خود را بهبود بخشند و عملکرد خود را تقویت کنند. درمان این اختلال معمولا شامل روان درمانی است و به فرد بیمار کمک می کند علائم و فرایند اختلال بروز کرده را کنترل کند. هدف از درمان ادغام عناصر مختلف هویتی است. معمولا درمان این اختلالات دشوار است.
هیچ دارو یا درمان مستقیمی برای این اختلالات وجود ندارد. به هرحال داروهای تجویز شده برای درمان شرایط مربوط یا بهبود علائم می باشند. معمولا داروهای ضدافسردگی تجویز می شوند.
برچسب:
نویسنده: استخدام کار