
بدون تردید بی نظمی ممکن است شکلی از پرخاشگری انفعالی باشد. زمانی که یک شخص در بیان مستقیم عصبانیت و خشم خود دچار مشکل می شود، به این ترتیب خشم خود را در بی نظمی اطراف خود نشان می دهد. با این حال گاهی این بی نظمی ناشی از فشارها و مشغله های زندگیست و به دلیل کمبود وقت اتفاق می افتد.
به هرحال به هر دلیلی، بی نظمی بر روی روابط ما با دیگران، به ویژه روابط ما با اعضای خانواده و همسرمان، تاثیر می گذارد. بی نظمی می تواند ریشه اختلافات و مجادله یا منبعی از خشم نهفته باشد.
اگر بی نظمی تبدیل به یک مشکل شده است، اقدامات ساده زیر می توانند به حل مشکل کمک کنند:
اگر به هم ریختگی مربوط به خشم پنهان می شود، اقدامات اشاره شده می توانند تا حدی به شما کمک کنند، اما مشکلات اصلی را حل نمی کنند. زوجی که در زمینه این بهم ریختگی ها به من مراجعه کردند، دچار این مشکل بودند و به هم ریختگی و بی نظمی تنها ظاهر مشکل آنها بود.
جیم و فرانکین زمانی که برای مشاوره به من مراجعه کردند، مدت 27 سال بود که با هم ازدواج کرده بودند. پسرهای دو قلوی آنها سال قبل به دانشگاه رفته بودند و دخترشان سال آخر دبیرستان بود. جیم در جلسه های مشاوره به من گفت که مهم ترین مشکل وی با فرانکین بی نظمی اوست.
جیم می گفت: “در اتاق خواب ما حتی نمی توان راه رفت. لباس ها و کفش های فرانکلین از کمدش بیرون ریخته و در کف اتاق پخش شده است.” جیم این بی نظمی ها را در اتاق پسرهایشان هم مشاهده کرده بود و خیلی آشفته شده بود. جیم آدم دمدمی مزاجی نبود، اما مشاهده مداوم این بی نظمی ها او را آزار می داد.
مشکل فرانکلین با جیم این بود که جیم زمان زیادی را به کار خود اختصاص می داد و زمانی که به خانه می آمد هم مشغول لپ تاپ یا تلفن همراه خود بود. او می گفت ما حتی قبل از چک کردن یا نوشتن ایمیل های جیم نمی توانیم شام بخوریم. فرانکلین نسبت به جیم دچار شک شده بود و احساس می کرد شاید مورد خیانت قرار گرفته است. اما جیم همیشه از تماس داشتن با دوستان دوچرخه سوار خود لذت می برد.
از زمانی که من با این زوج آشنا شدم متوجه یک الگوی تکراری در رابطه آنها شدم. هر چه بیشتر فرانکلین چیزهایی می خرید که نیاز نداشت، میزان بی نظمی خانه آنها بیشتر می شد. جیم زمان زیادی را بیرون خانه می گذراند که این باعث ناراحتی و خشم فرانکلین می شد. او احساسات خود را با خرید چیزهای غیر ضروری و بی نظمی در خانه نشان می داد.
مشاوره ازدواج تا حدی شبیه به باز کردن لایه های یک پیاز می باشد. همین که یک لایه به کنار می رود، لایه های درونی تر بیشتر خود را نشان می دهند. فرانکین زندگی خود را دوست داشت. به همین دلیل خانمی را استخدام کرد تا هفته ای یک بار به مرتب کردن خانه اش بپردازد. همچنین از دوستان خود خواست که در برنامه ریزی بهتر به او کمک کنند.
فرانکلین عادت های بد خود را تغییر داد، اما جیم هیچ یک از ویژگی های خود را تغییر نداد. او همچنان وقت زیادی را با دوستان خود می گذراند. ریشه مشکل مربوط به ازدواج آنها عمیق تر بود.
جیم حتی از قبل زمان بیشتری را در محل کار و با دوستان خود می گذراند، زیرا او تصور می کرد فرانکلین به دختر و پسرهایشان نزدیک تر شده است. با بزرگتر شدن بچه ها فرانکلین وقت بیشتری را به آموزش و تصمیم گیری در مورد کودکان می پرداخت. حتی زمانی که فرانکلین رفتارش را تغییر داد و سعی کرد بی نظمی خود را کنترل کند، جیم از اینکه او رفتارش را تغییر داده ناراحت شد.
این زوج در واقع از طریق نمایش خشم خود با هم ارتباط برقرار می کردند. فرانکلین از طریق بی نظم کردن خانه و جیم از طریق دوری از فرانکلین و خانه عصبانیت خود را نشان می دادند. زن و شوهرها تنها زمانی روابط خوب و سالمی خواهند داشت که بتوانند احساسات و عواطف خود را به طور مستقیم بیان کنند.
منبع:
https://www.psychologytoday.com/blog/suffer-the-children/201607/cluttering-is-relationship-issue
نگارنده: سمیه محمدی
گروه پزشکان جایروس
برچسب:
نویسنده: استخدام کار