
انتهای یک روز طولانی را تصور کنید. تازه از محل کار به خانه رسیده اید و بسیار خسته اید. تلویزیون را روشن می کنید و روی مبل لم می دهید و برنامه مورد علاقه خود را دنبال می کنید. در حال لذت برد از این سکوت و آرامش هستید. اما پس از چند دقیقه فرزندتان به سراغتان می آید و در مورد قول هایی که به وی داده بودید با شما صحبت می کند. از او می خواهید تا بعد از شام صبر کند، اما او اصرار می کند.
نفس عمیقی می کشید اما کودک صدای خود را بالاتر می برد: “تو به من دروغ گفتی، تمام روز منتظرت بودم. دیگه دوستت ندارم” اکنون در چنین شرایطی چه کاری می توانید انجام دهید؟
3 روشی که والدین در این شرایط انتخاب می کنند:
معمولا والدین تحت این شرایط یکی از این سه راه را انتخاب می کنند: تسلیم می شوند، تنبیه می کنند یا به مذاکره با فرزند خود می پردازند.
هر زمان که تسلیم اینگونه رفتارهای فرزند خود شوید، این پیغام ساده را به او انتقال می دهید: با قلدربازی می توانی کار خود را پیش ببری. بنابراین دفعه بعد که محدودیت هایی برای وی قائل شوید، باز هم رفتار خشونت آمیز خود را تکرار خواهد کرد.
کودکانی که به طور مداوم تنبیه می شوند، در حقیقت تحقیر شده و دچار مشکلات رفتاری خواهند شد. به عنوان مثال، کودک دچار مشکلات زیر خواهد شد:

بنابراین عصبانی است و البته حق دارد. می توانید مقداری از کار را برای وی قبل از شام انجام دهید و مقداری از آن را بگذارید برای بعد از شام. حالا به این چند سوال فکر کنید:
مذاکره بهترین روش از نظر والدین امروزیست و پیدا کردن نقاط مشترک با کودک در طول جدال فکر بدی نیست.
اما نکته ای در این مورد وجود دارد. زمانی که شما به مذاکره با فرد خشمگین و قلدر می پردازید، فضا را برای ادامه این خشونت باز می کنید. این مذاکره به نوعی شبیه به تسلیم شدن است و کودک تصور می کند همیشه این خشونت کارآمد واقع خواهد شد.
یکی دیگر از معایب مذاکره این است که کودک تصور می کند هر چیزی، حتی رفتار خوب، قابل مذاکره خواهد بود. بنابراین به جای اینکه کار خوبی برای خود انجام دهد و یک حس خوب پیدا کند، کودک این کار را برای برآوردن خواسته خود انجام خواهد داد. به عنوان مثال:
در ادامه :کارهایی که می توانید انجام دهید
برچسب:
نویسنده: استخدام کار